حاشیه ای بر متن

 

باتشکر و عرض خسته نباشید در رابطه با همایش داستان کوتاه نودشه مواردی را که لازم بود تا برای ارائه برنامه های آینده از این برنامه یادداشت نموده ام ذکر نمایم بدون شک چون عوامل و دست اندر کاران این همایش خود در بطن برنامه ها و در گیر اجرای آن بوده اند از دیدن آن غافل بوده اند یاد آور نمایم.

صد البته که برگزاری این همایش بجا و به موقع بود و این مطالب صرفا برای تنویر اذهان و توجه بیشتر به ریزه کاریها برا اجرای برنامه های دیگر می باشد و چیزی از این نقاط قوت آن نمی کاهد.

1ـ نام گذاری همایش داستان نویسی ذهنیت را به طرف خواندن داستان های کوتاه می برد اما با خواندن حدود 15 داستان شنونده بدون اختیار بیش از 10 نوشته را خاطره می شنود و این می طلبید که همایش خاطره نویسی می بود تا داستان نویسی.

2ـ چینش داوران و انتخاب آنها کاملاً سلیقه ای و بر مبنای غیر حرفه ای و در حد شناسایی شخصی بود البته برای شخصیت این افراد احترام قائل هستم اما گویی دست اندر کاران برای انتخابشان زحمتی به خود نداده بودند خواندن دو داستان برای داوری کافی نیست و اینکه خانم شریفی حتی هورامی نوشتن را هم بلد نیستند البته در معلوماتی که داوران به رخ شنوندگان کشیدند شکی نیست اما این همه داستان نیست.

3ـ آقای امینی به عنوان داور و در جایگاه یک منصف خود علاوه بر زحمات تاقت فرسا در حوزه ادبیات هورامان و احترام ویژه به ایشان در ترجمه شاهزاده کوچولو باب امانت داری را رعایت نکرده و کوچولو را وشلانه ترجمه کرده است که واقف بودن به این مسئله که شرط ترجمه امانت داری است اما ایشان خود این شرط را نقض نموده اند و حال آنکه در جایگاه داوری به دور از انصاف عمل کرده اند

4ـ آقای صفری که خود هورامی زبان نیست و هورامی را یاد گرفته ( ضمن تحسین) چگونه هنوز راه به نیمه نرسیده داعیه داوری دارند و به قول ضرب المثل کردی (چیشتی مالان خوشه) و تنها به دلیل نوع احساسی بودن همایش دعوت شده اند و از (سێوەر مجیارە) به نقطه ضعف یاد می کنند حال آنکه هر هورامی زبانی می داند غروب که سایه ها می آیند این یک اصطلاح است حال این نکته ضعف آقای صفری نیست اما عدم شناخت کافی از لهجه های زبان هورامی نقطه ضعف ایشان است که در انتخاب داستان ها و داوری آنها کاملا مشهود بود.

5ـ خانم شریفی. آیا فوق لیسانس ادبیات فارسی بودن تنها دلیل برای انتخاب ایشان برای داوری است؟ ایشان در جایگاهی نیستند که در مقام داور باشند در حالی که شهرهای اطراف نودشه پر از فوق لیسانس و دکترای ادبیات فارسی است .

6ـ محوریت نودشه در تمام ارکان دبیر، مجری، داور، عوامل و ... پیداست، آیا واقعا فقط نودشه ای ها هورامی هستند چرا از نویسندگان نام آشنای پاوه و مریوان دعوت نشده بود هر چند بعداً فهمیدم که از سوی نویسندگان پاوه این همایش تحریم شده بود اما آیا این تمام توان شما در برگزاری این همایش بود.

7ـ عدم تسلط مجری و بذله گوییها بی مورد ایشان همایش را به قهوخانه سنتی تبدیل کرده بود همه ی ما واقف هستیم که نقطه قوت هر مراسمی مجری آن است که حتی به خود زحمت پوشش مناسب را نیز نداده بودند.

8ـ در رابطه با آثار انتخابی و خوانده شده به جرأت می توانم بیش از 12 نوشته را خاطره بنامم البته طبق تعاریف اهل فن(داوران) یعنی داستان نباید شخصیت زیاد داشته باشد ( داستان رئوف) نباید گزارشی باشد(داستان سنگ) نباید به منجی ختم شود( داستان سبحان) که ذکر تمامی آنها مجال می خواهد آیا فقط داشتن یک نکته مثلاً چون این نوشته یک لطیفه داشت انتخاب شده و یا چون یک ضرب المثل داشت انتخاب شده حرفه ای بودن داوران است؟

9ـ تعریف و تمجید های بی جای داوران و نان به قرض دادن های بی مورد در باره افراد همایش را محلی برای بازار گرمی تعارف های بی مورد تبدیل کرده بود مثلاً نویسنده ای هنوز نمی دادند که در زبان مادریش به بچه گربه پشی یا پشلیر یا پشیله گفته می شود و با چند تعریف کت بچه را به مخاطبان فهماند مورد لطف دوستان قرار می گیرد هر چند که کتاب ایشان خود حکایت مفصلی دارد یا تمجید از آنانی که می شناخت و عدم شناخت از سایرین باعث تفاوت و توجیه انتخابشان بود.

10ـ بر پایی این همایش در نوع خود مجالی برای به کارگیر بسیاری از واژه های زبان فارسی بود بخصوص در نوشته های انتخاب شده که جای تاسف هم برای نویسنده داشت هم داوران و هر چند صاحب اثر خود ادعاهای آنچنانی دارد.

11ـ داوران با توجیه اینکه سربرگ برداشتن را امری حتمی و قطعی می دانستند و از آن دفاع می نمودند اما هر منصفی می توانست این سخن را به سخره بگیرد و در نوع انتخاب و چینش نفرات برتر آن را دریابد داستان خانم هاوژین جمیلی و آقای عدنان مرادی بسیار زیبا بود اما از سوی داوران انتخاب نشده بود در صورتی که آنچه داوران در باره داستان عنوان نمودند در داستان ایشان نمود داشت اما گویی نام افراد برای داوران مهمتر از داستانشان بود. و تعریفشان از داستان بیشتر خاطره نویسی بود تا داستان و این سرانجامی جز انتخاب غیر حرفه ای نبود.

 12ـ دعوت نکردن از اساتید و صاحبان قلم یکی دیگر از نکات منفی همایش بود چرا برگزار کنندگان از صاحبان قلم و زحمت کشان وادیه ادب هورامی دعوت نکرده بودند؟

 13ـ محل برگزاری همایش و زمان آن  محل پذیرایی بسیار نامناسب بود و این نکته هم از نکات منفی آن است.

 14ـ بسیاری از همایش ها برای مهمانانی که صاحب اثر هستند هزینه های سفر را سوای هر هزینه ی دیگری پرداخت می نمایند اما دریغ از جوایز نفرات انتخاب شده و هزینه های دیگر هزینه ی اجرای این همایش به قول دوستان ..... میلیون تومان بوده است یک حساب سر انگشتی می تواند جوایزی را که به نفرات اول تا پنجم اختصاص داده شده است برای ما بیان کند البته هدف ما مته به خشخاش گذاشتن نیست بلکه نشان دادن راه است راهی که همایش های فروانی پیموده اند و شما در خم یک کوچه اید.

15ـ اطلاع رسانی ضعیف و ناتوانی در نصب بنر بجز چند روز تا برگزاری در شهرستانهای اطراف نشان از یک سویه بودن و خطی بودن همایش داشت مشخص نبودن رقابتی بودن همایش و اختصاص جوایز نیز از نکات منفی آن است.

هر چند سخن برای بیان بود اما مجال برای این مقال نیست و کوتاه اینکه گرچه برای رسیدن به آنچه گردانندگان این همایش در نظر دارند راه زیادی در پیش است اما اگر این رویه را در پیش گیرد نه تنها این همایش گسترش نخواهد یافت بلکه محدودتر خواهد شد شاید در پایان این مراسم نوشتن این عنوان خلاصه آنچه را که قرار بود بنویسم بیان خواهد کرد "گردهمایی خاطره نویسان نودشه و چند نفر دیگر با صرف ناهار در یک روز گرم و تحمل بی نظمی" .

 

هادي سپنجي - پاوه ۲۳/۵/۹۲

 

جوابيه اينجانب:

 

از آنجايي كه نويسنده اين نقد ( كه به راستي نمي توان نام نقد را بر آن گذاشت ) به هر دليلي مشخص نيست و غلط هاي فاحش املايي و انشايي موجود در آن ( بعد از چند بار ويرايش و دوبار ارسال جهت درج در وبلاگ هه‌ورامان هانه‌به‌رچه‌م) گوياي ميزان ادبي و عقلاني بودن آن است ، بنده به عنوان يكي از عوامل اجرايي اين همايش لازم دانستم چند نكته اي را خدمت دوستان خواننده عرض نمايم . البته لازم مي دانم قبل از پرداختن به متنِ نوشته يادآور شوم كه پس از برگزاري همايش چند نفر از دوستان نقدهايي را در مورد همايش نوشتند و در همين وبلاگ ( هه‌ورامان هانه‌به‌رچه‌م) و نيز در سايت دانشنامه هورامان منتشر كردند . ما اين گونه انتقادات را با ديده منت پذيرا هستيم و حتماً از مطالب و نكات آموزنده آنها در همايش ها و گردهمايي هاي آينده استفاده خواهيم نمود . و نيز مي دانيم كه نه تنها كار ما بلكه هيچ كاري عاري از خطا و اشتباه نيست. ما خود بيشتر از آنكه دوستان گوشزد فرمودند كمبودها و نقائص كار را ديديم و مي دانيم برگزاري همايشي با اين عنوان و براي اولين بار قطعاً خالي  از ايراد و اشكال نيست ولي ادبيات اين متن " حاشيه اي بر متن " نشانگر آن است كه هدف نويسنده تنها و تنها تخريب بوده است و صد البته پاسخگويي به آن واجب! متأسفم كه نمي توانم و عادت ندارم كه با ادبيات خودشان پاسخ دهم و سعي مي كنم ادبياتم را به آن نزديك كنم ! البته ذكر اين نكته هم خالي از لطف نيست كه چون متن نوشته به فارسي بود بنده هم جواب آن را به فارسي مي نويسم باشد تا كساني كه قادر به خواندن اين متن شده اند جواليه آن را نيز بخوانند.اما بعد:

1ـ نويسنده(!!!) نوشته اند كه آثار ارائه شده در همايش داستان نبود بلكه خاطره بود . من متخصص داستان كوتاه نيستم و مانند بعضي ها پا در هر كفشي نمي كنم اما مي گويم هر چه بود اين اولين بضاعت هورامان در اين زمينه بود . شايد دوستان ديگري كه به هر دليلي حاضر به ارائه آثار خود در اين همايش نشده اند داراي داستان هاي كوتاه قوي تري باشند ولي آنچه كه به دست دبيرخانه همايش رسيده قطعاً در همين حد بوده كه شما ديديد . حالا هر اسمي روي آن مي گذاريد مختاريد. هدف ما توسعه نثر هورامي بود و اينكه ببينيم كسي قلم به دست مي گيرد و حتي خاطراتش را هم به هورامي مي نويسيد و ديگراني نيز تشويق به اين كار مي شوند ، به هدفمان نزديك شده ايم . تا كور شود آنكه نتواند ديد.

2ـ در مورد انتخاب داوران نوشته اند كه بر اساس شناخت قبلي بوده !!! دوست گرامي و نويسنده عزيز ! اگر غير از اين باشد درست نيست. مگر مي شود بدون شناخت قبلي از ميزان توانايي هاي يك فرد ، او را به عنوان داور انتخاب كرد؟!! كاملاً درست است و ما بر اساس شناخت، تواناترين افراد را انتخاب كرده ايم . اگر شما افراد بهتري را سراغ داريد چرا اسم نبرده ايد؟ البته بهتر است اشاره كنم كه از دوستان ديگري نيز جهت داوري دعوت شده بود كه متأسفانه به هر دليلي قبول نكردند.

3ـ در مورد ترجمه آقاي كورش اميني نوشته اند و اينكه ايشان رعايت امانت نكرده اند . به نظر شما در ترجمه آزاد يك متن يا يك كتاب مترجم بايد كلمات را لفظ به لفظ ترجمه كند؟ دو مورد از كارهاي ترجمه خود را نام ببريد كه ما با مطالعه آنها نحوه ترجمه را ياد بگيريم !. چون اين حق را براي جناب اميني محفوظ مي دانم كه خود در اين مورد توضيح دهند ، از ادمه اين مطلب خودداري مي كنم.

4ـ در مورد آقاي صفريان نوشته ايد كه ايشان در ابتداي راه داعيه داوري دارند ! قطعاً اين حرف شما به دليل عدم شناختتان از ايشان است و آثار و مقالات و نوشت هاي ايشان را نديده و نخوانده ايد . و باز نوشتيه ايد كه ايشان " سێوه‌ر مجیاره‌ " را به عنوان نقطه ضعف برشمرده اند !. شما كه حتي حاضر به گوش دادن فرمايشات ايشان نشده ايد چرا قضاوت كرده ايد ؟ فيلم همايش موجود است و مي توانيد با ديدن آن كلام ايشان را متوجه شويد . ايشان اين مورد را از جمله نقاط قوت و اختصاصات زبان هورامي قلمداد كردند!

5ـ خانم شريفيان را هم از روي سواد!!! نداشته خود مورد قضاوت قرار داده ايد . ايشان از جمله افراد صاحب نظر در مورد داستان كوتاه هستند و اين تنها به داستان كوتاه هورامي محدود نمي شود .

6ـ نوشته ايد كه محوريت نودشه مشهود بود . من اين را كاملاً تكذيب مي كنم هر چند لياقت را بيشتر از آن مي دانم .دوباره در اسامي عوامل و داوران و آثار برگزيده دقت كنيد به اشتباه خود پي خواهيد برد. هم من و هم شما خوب مي دانيم كه اين ديدگاه شونيزمي از كجا ناشي مي شود . اما ما هورامان را هورامان مي دانيم و تفاوتي بين هيچ كدام از مناطق آن قائل نيستيم . هر كسي كه بيشتر به اين فرهنگ و ادبيات خدمت كند اولي تر.

7-در مورد مجري نوشته ايد . نقد شما در اين مورد اگر از روي غرض نبود تا اندازه اي قابل قبول بود اما با توجه به الفاظ  نادرست و ادبيات مغرضانه شما  حتي نمي توان گفت كه ان شاالله در همايشهاي ديگري از شما به عنوان مجري استفاده خواهيم كرد!!!.لازم مي دانم كه به اين نكته هم اشاره كنم كه مجري همايش دو روز قبل از برگزاري همايش تعيين گرديد و ابتدا قرار بود فرد ديگري اين كار را انجام دهد كه بنا به دلايلي مجبور به اين تغيير شديم . در ضمن همايش داستان كوتاه نياز به مجري ندارد ، شب شعر كه نيست تا مجري شعر يا مطلب ديگري را قرائت كند . در اين همايش مجري تنها جهت هماهنگي و عدم تداخل برنامه ها انتخاب شده بود . شما كه حتي شب شعر را نيز بدون مجري اجرا مي كنيد و در بين برنامه ها به نفر بعدي مي گويد كه بعد از اين شعر نوبت شعر شماست !!! چرا اين نسخه ها را براي خودتان نمي پيچيد؟!

8ـ نوشته ايد كه چرا از صاحبان قلم و نويسندگان پاوه و مريوان دعوت نشده بود؟ شما با كدام حجت با اين اطمينان خاطر از عدم دعوت نوشته ايد؟! كليه كساني كه حتي علاقه مند به ادبيات هورامان بوده اند دعوت شده اند . بعضي ها به دليل مشغله نتوانستند حضور يابند و برخي ديگر هدفمند، اما از دوستاني كه شما هميشه سايه آنها را با تير زده ايد  و  اكنون سنگ آنها را به سينه مي زنيد! مي توانيد سوال كنيد كه آيا دعوت شده اند يا نه و سپس دست به قلم مبارك ببريد!

9ـ شما جداً موقع نوشتن اين حاشيه ! و موقعي كه با اين سبُكي از نويسندگاني همچون جناب محمودپور و جناب اميني به عنوان ( داستان رئوف ) و ( داستان سبحان ) نام برديد دستتان نلرزيد و عرقي بر پيشاني احساس نكرديد ؟ كاملاً درست است، منظورم عرق شرمي است كه هر منصفي با نوشتن اين عبارت و حتي با خواندنشان بر پيشاني خود احساس مي كند.

10ـ در مورد بچه گربه نوشته ايد .! من به شما مي گويم كه شمايي كه هنوز نمي دانيد كه در بيشتر مناطق هورامان بچه كربه را " كت بچه " مي گويند چطور در مورد هورامان حرف مي زنيد ؟ البته از اين به اصطلاح نقدتان معلوم است كه نوشتن چند سطر هورامي نيز برايتان مشكل است چه برسد به اينكه بخواهيد منتقد باشيد.

11ـ در مورد استفاده از واژه هاي فارسي توسط يكي از نويسندگان نوشته ايد در حالي كه جرأت نكرده ايد نامي از ايشان به ميان آوريد تا بتوانند خودشان پاسخ مناسب به شما بدهند. بنده هم توضيح در اين باره را به موقعي موكول مي كنم كه نام ايشان را بياوريد تا بدانيم كدام واژه ها فارسي بوده و چرا استفاده شده است؟

12ـ نوشته ايد كه از صاحبان قلم دعوت نشده بود ! باز هم بدون دليل و بدون آوردن حتي اسم يك نفر . جرأت داشته باشيد اسم بياوريد تا ما هم بگوييم كه دعوت كرده ايم يا نه ؟ البته اگر منظورتان از قلم به دست كساني است كه مثل شما قلم به دست مي گيرند و اين است ادبياتشان كه از دعوت نكردنشان بسيار خرسنديم . اما باز هم مي گويم كه كليه قلم به دستان هورامان دعوت شده اند.

13ـ در مورد مكان همايش و مكان پذيرايي نوشته ايد، از نظر ما هم مكان همايش و هم مكان پذيرايي مناسب بودند . مناسب به معناي بهترين نيست هر چند ما بهترين مكان ها را در حد وسع خود انتخاب كرده بوديم. خب از ما بهتران به اين جور مكان ها عادت ندارند ولي چه كند گدا همين دارد!

14ـ نوشته ايد كه نويسندگاني كه آمده بودند هزينه سفر را متحمل شده بودند و بايد به آنها جايزه داده مي شد!!!! شايد آنهايي را هم كه شما مي فرمائيد چرا دعوت نشده اند منتظر اين بوده اند كه هواپيما دنبالشان بفرستيم !. لازم است بگويم كه در حد مبلغي كه براي همايش جمع شده بود براي آثار برگزيده تنديس و لوح تقدير تهيه شده بود . من فكر مي كنم كه تنديس اهدايي به ايشان خيلي بهتر از به قول شما جايزه اي نقدي بود كه ظاهراً مد نظر شماست . به هر جهت اين را بايد از خودشان پرسيد. فرموده ايد كه مي خواهيد راه نشان دهيد و شما اندر خم يك كوچه ايد!!!! . اگر ما نخواهيم راهي را كه شما ترسيم مي نماييد ( كه قطعاً سر از بيابان در خواهد آورد ! ) پيش گيريم بايد چه كسي را ببينيم؟

15ـ شما اگر چشم ديدن تبليغات و اطلاع رساني هاي همايش را نداشته ايد ، آن را به حساب ضعف آن نگذاريد كه نديدن دليل بر نبودن نيست!. در مدت زمان اندكي كه از روز فراخوان تا روز برگزاري همايش وجود داشت به بهترين شيوه ممكن اطلاع رساني شده است . اگر نمي دانيد بهتر است خدمتتان يادآور شوم كه شما در سال 2013 زندگي مي كنيد و امروزه اطلاع رساني بيشتر به همان شيوه اي انجام مي گيرد كه شما نقدتان را در ديد عموم گذاشتيد ( اطلاع رساني الكترونيكي ) و ما اين كار را به بهترين شيوه ممكن انجام داديم.

16- در پايان از اسمي كه روي همايش گذاشته ايد بسيار متأسفم . من نمي خواهم با ادبيات خودتان جوابتان را بدهم اما تاريخ نشان داده است كه شما چشم ديدن هيچ كاري را كه با نام خودتان در پيوند نباشد ، نداريد. افتخار مي كنيم كه با تلاش و زحمت فراوان توانستيم گامي هر چند كوچك در راه خدمت به ادبيات هورامان برداريم . دست يكايك عزيزاني را كه در برگزاري اين همايش ما را ياري كردند و نويسندگاني كه به خاطر عشق به هورامان رنج سفر را تقبل نمودند و در همايش شركت كردند ، مي بوسم و اميدوارم همچنان در اين راه ثابت قدم باشند.

 

عبدالله حبيبي ـ نودشه 1/6/92