چرا مي گويند : « فلاني دسته گل به آب داده » ؟

براي ريشه اين ضرب المثل داستانهاي متفاوتي نقل مي شود و من اينطور شنيده ام كه :

در دهي مردي زندگي مي كرد كه بسيار شوم و بدشگون بود و از هر جايي كه مي گذشت حتماً اتفاق بدي پشت سر او رخ مي داد . اين مرد تنها يك دختر داشت . پسري به خواستگاري دخترش آمد و او قبول كرد و دخترش را به آن پسر داد . در روز عروسي به پدر گفتند كه چون تو بدشگون هستي بهتر است در مراسم شركت نكني چون ممكن است اتفاق بدي بيافتد . پدر هم قبول كرد و آن روز را به باغشان رفت كه بالادست ده بود ولي او همچنان فكر و ذهنش پيش مراسم عروسي دخترش بود . ناگهان چشمش به گلهاي زيبايي افتاد و با خود فكر كرد كه اگر اين گلها را به اين رودخانه بيندازم حتماً دخترم آنها را مي بيند و مي داند كه من به فكرش هستم چون اين رودخانه از كنار خانه ما مي گذرد و اين گلها هم فقط در باغ ما مي رويند . نهايتاً دسته گلي زيبا چيد و آن را در رودخانه انداخت . اولين كسي كه دسته گل را ديد دختر بچه كوچكي بود كه با مشاهده دسته گل رفت تا آن را از آب بگيرد عروس كه شاهد اين ماجرا بود به دنبال دخترك دويد ولي نتوانست او را نجات دهد و خودش هم غرق شد و داماد بيچاره هم به دنبال او رفت و او نيز غرق شد . از آن روز هر كس كاري انجام مي دهد كه موجب دردسر ديگران مي شود مي گويند فلاني دسته گل به آب داده .